نی نی من

سلام عزیزم

یک چند روزی می شه که برات چیزی ننوشتم غافل از این که روزهای شیرین دارن به سرعت تموم می شن و دیگه تکرار نمی شن روزهای خوبی که من و تو بیشتر از هر زمان دیگه ای به هم نزدیکیم تو این روز ها تو فقط مال منی و من تنها پناه و جایگاه تو نمی دو نی چقدر لذت بخشه حس کردن ضربات دست و پای کوچولوی تو تکون خوردنات وقتی دستمو روی شکمم می ذارم لگد زدنهات.دلم نمی خواد زیاد جلو جلو برم وبه بزرگ شدنت فکر کنم دلم می خواد همراه با زمان پیش برم و لحظه لحظهتو درک کنم حتی سختی ها و در دهای این دوره هم یک جورایی خوبه تنها چیزی که منو ازار می ده  دیدن گهگاه لکه هایی به رنگ بدرنگ خونه تعجب می کنم که یک زمانی باعث ارامش فکرم می شد که خوبه حامله نیستم ولی الان کابوسم...
5 آذر 1391

عکس از وسائل نی نی

دو سه روزی می شه که دارم کارامو جمع و جور می کنم چون دیگه واقعا دارم معنی سنگین شدن رو در ک می کنم و می ترسم اگه یک خورده دیگه امروز فردا کنم دیگه نایی برام نمونه .از عکس گرفتن از وسایلت شروع کردم  نمی دونی یک عکاسی ساده چطور نفسمو بند می یاره ولی خوبه خوبه خیلی هم خوبه خیلی کیف داره وسائلتو بالا پایین کردن و ازشون عکس گرفتن خلاصه خوب سرگرمیی برام در ست شده فقط امیدوارم بتونم همه چیز رو به موقع تموم کنم    ...
5 آذر 1391

هفته سی مبارک

از امروز وارد هفته سی ام شدیم به خودم وخودتو بابات تبریک می گم .امید وارم که روزهای باقی مانده هم به خوبی و سلامتی بگذرند                                                                                                                             ...
4 آذر 1391

هوراااااقالب وبلاگتو ساختم

سلام کوچولوی من بالاخره دیشب قالب وبلاگتو ساختم .هرچند ساده است اما از قالبهای تکراری بهتره سعی می کنم بهترش هم بکنم                                                 دیروز برای سومین بار ازمایش قند دادم هر چند دو دفعه قبلی جواب ازمایشم خوب بود  ولی چون یک خورده مایع امینوتیکیم زیاده (البته باز هم در محدوده نرماله ولی اخراشه)محض احتیاط و اطمینان تکرار کردم وای که  یکی از سخت ترین کارهای دنیا فکر کنم خوردن همین گلوکزه وحشتناکه   در فاصله بین دو ازمایش رفتم پاساژ ورسیج و دو تا عرو سک خوشگل دیدم برات اما چون ان...
29 آبان 1391

کوچولوی من سلام

نی نی ناز هفته 28 هم به سلامتی داره تموم می شه از این هفته یک سری دردای عجیب غریب به سراغم اومده تک تک مفاصلم درد می کنه و عضلاتم می گیره به طوری که شبا ازدرد خوابم نمی بره ولی جالبه که این دردا و بی خوابیها اصلا برام اهمیت نداره مهم تویی که امیدوارم نه به زودی بلکه سرموقع و به سلامتی بیای . من و بابا خیلی خیلی خوشحالیم که داری میای و ما رو از تنهایی در می یاری   ...
28 آبان 1391

به پسرم

سلام عزیزم بالاخره امروز بعداز چند ماه که تصمیم داشتم برات خاطرات بنویسم و هر دفعه به دلایلی نمیشد موفق به انجام این کار شدم .شاید الان یک خورده برام سخت باشه ولی مطمئنم در اینده برامون خیلی شیرین ولذت بخشه که یادی ازاین روزها بکنیم. امروز اخرین روز از هفته بیست وهفتمته و تو فردا وارد ماه هفتم می شی (همین طور که دارم می نویسم تو هم داری لگد میزنی هر چند که تاجاداره به یک طر ف چرخیدم که جات تنگ نباشه و اذیت نشی)امیدوارم به سلامتی به دنیابیای وهمه چیز به خوبی بگذره می خوام یک مختصر از شش ماه گذشته بگم چهارده خرداد بود که فهمیدم کوچولوی ما داره می یاد تا دو ماه هم من و بابات به کسی نگفتیم بعداز اون هم اولین نفر به مامان جون گفتیم که خیلی خیلی...
28 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی من می باشد